پاسخ از چاره جویی

پاسخ از چاره جويى
به نظر ما سخنان فوق، بسيار سست و ضعيف است; چرا كه ملاك اشكال به تناول از گوشت قربانى بت ها، نيست; بلكه جايز دانستن تناول آن و دعوت ديگران به اين امر است كه بسيار زشت، تلقّى مى شود.
بنابراين، منحصر دانستن اشكال در تناول از گوشت مذكور، نشانه عدم تدبّر و كوته انديشى است. آيا عقلاى متدين، باور مى كننند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در خوددارى از معصيت، از زيد عقب تر باشد و حال آن كه ايشان بر اساس اجماع قطعى همه مسلمانان، معصوم و در ميان همه مردم، عاقل تر از وى يافت نمى شود؟
قاضى عياض مى گويد: بدون ترديد، عقل فراوان، هوشمندى، حواسّ نيرومند، زبان فصيح، حركات وزين و سرشت نيكوى پيامبر صلى الله عليه وآله نشان مى دهد كه آن حضرت عاقل ترين و باهوش ترين مردم بوده است.
با تأمّل در تدبير نبوى در مسائل مربوط به پنهان و آشكار مردم، سياست عامه و خاصه، سرشت شگفت آور، سنّت هاى بديع و نيز تعليم و تشريع پيامبر صلى الله عليه وآله ـ بى هيچ گونه سابقه فراگيرى، تمرين يا مطالعه كتاب ـ كوچك ترين ترديدى در برترى عقلى و سرعت فهم پيامبر صلى الله عليه وآله باقى نمى ماند; به گونه اى كه حصول اطمينان از اين مسأله به هيچ توضيح و تفصيلى نياز ندارد.
وهب بن منبِّه مى گويد: هفتاد و يك كتاب را مورد مطالعه قرار دادم كه در همه آن ها پيامبر صلى الله عليه وآله به عنوان عاقل ترين و خوش رأى ترين مردم، معرفى شده بود.
در روايت ديگرى آمده است: در همه اين كتاب ها آمده بود كه عقل اعطايى خداوند به بشريت از آغاز تا پايان خلقت، در مقايسه با عقل اعطايى به رسول خدا صلى الله عليه وآله، همانند يك دانه شن در برابر همه شن هاى دنياست.1
حال كدام عاقل است كه با وجود جايگاه بلند پيامبر صلى الله عليه وآله در عصمت، عقل و استحكام انديشه، كلام سهيلى را در حق وى بپذيرد؟
با اين همه، بزرگان و ائمه اهل سنّت به صراحت از تناول گوشت قربانى بت ها توسط پيامبر صلى الله عليه وآله سخن مى گويند.
ابن حجر عسقلانى مى گويد:
در حديث سعيد بن زيد ـ كه آورديم ـ و نيز در حديث احمد آمده است: زيد مى گفت: پناه بردم به آن چه ابراهيم پناه مى بُرد. آن گاه در برابر كعبه به سجده افتاد.
سعيد بن زيد مى گويد: زيد از كنار پيامبر صلى الله عليه وآله و زيد بن حارثه ـ كه در حال تناول از سفره غذايى بودند ـ عبور كرد; او را به غذا دعوت كردند.
او در پاسخ گفت: پسر برادر! من گوشت حيواناتى را كه براى بت ها ذبح شده اند، نمى خورم.
از آن روز به بعد، هيچ كس نديد كه پيامبر صلى الله عليه وآله از گوشت قربانى بت ها تناول كند.
اين روايت به نقل ابويعلى، بزار و ديگران اين گونه آمده است:
زيد بن حارثه مى گويد: روزى با رسول خدا صلى الله عليه وآله ـ كه مرا نيز بر مركب خود سوار كرده بود ـ از مكّه بيرون رفتيم. گوسفندى را در برابر بتى سر بريديم و گوشت آن را پختيم. در اين هنگام، زيد بن عمرو را ملاقات كرديم... .
زيد بن حارثه در ادامه به شرح مفصّل اين روايت پرداخت و در نهايت گفت: زيد بن عمرو گفت: من از گوشت حيواناتى كه بدون ذكر «بسم الله» ذبح شده اند، تناول نمى كنم.2
اين بود حديث احمد و ديگر ائمه بزرگ اهل سنّت... آيا با اين وجود، سخنان سهيلى سودى دارد؟
سهيلى ادّعا مى كند كه شريعت سرورمان ابراهيم عليه السلام، گوشت حيواناتى را كه براى غير خدا ذبح شده اند، تحريم نكرده است، اما اين ادّعا دروغ محضى است كه علماى اهل سنّت براى حمايت از پيشينيان خود و خرافه هاى آنان، ساخته و پرداخته مى كنند!!
و از فضل خداوند است كه زركشى ادّعاى سهيلى، را رد مى كند و تصريح مى نمايد كه شريعت ابراهيمى نيز گوشت حيوانات ذبح شده براى غير خدا را حرام دانسته است. وى در التنقيح حديثِ بخش مناقب را توضيح داده و مى نويسد:
سفره اى را پيش روى او نهادند، اما از خوردن آن پرهيز كرد.
ممكن است گفته شود: پيامبر ما صلى الله عليه وآله به چنين فضيلتى، اولى است.
در پاسخ بايد گفت: در اين حديث ذكر نشده است كه پيامبر صلى الله عليه وآله از آن سفره تناول كرد.
سهيلى در پاسخ اين اشكال مى گويد: زيد نه بر اساس اديان گذشته; بلكه بر اساس نظر شخصى خود از تناول آن گوشت، خوددارى نمود; زيرا شريعت ابراهيم عليه السلام، گوشت حيوانات ذبح شده براى غير خدا را حرام ندانسته; بلكه خوردن گوشت مردار را تحريم كرده است و اسلام، نخستين دينى است كه گوشت حيوانات ذبح شده براى غير خدا را حرام مى داند.
اين سخنان سهيلى، ضعيف است; زيرا ابراهيم عليه السلام به عنوان دشمن بت ها مطرح بود و شريعت وى، گوشت حيوانات ذبح شده براى غير خدا را حرام مى دانست. خداوند متعال مى فرمايد:
(ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفًا);3
سپس ما بر تو وحى كرديم كه از آيين پاك ابراهيم حنيف، تبعيت كن.4
خدا را سپاس گزاريم كه اين سخن حق بر زبان زركشى، جارى شد و مشخص گرديد كه ادّعاى دروغ و بهتان آشكار سهيلى، با هدف حمايت از پيشينيان گمراه خود، مطرح شده است.
خطّابى، مسأله را به گونه اى ديگر بررسى نموده است... ابن حجر عسقلانى در همين زمينه مى نويسد:
واژه «أنصاب; بت ها» جمع «نُصُب» به سنگ هاى پيرامون كعبه اطلاق مى شد كه حيوانات خود را براى بت ها، بر روى آن ذبح مى كردند.
خطّابى مى گويد: پيامبر صلى الله عليه وآله از آن چه براى بت ها قربانى مى شد تناول نمى كرد، اما از چيزهاى ديگر حتّى در صورت عدم ذبح شرعى ـ گرچه در هنگام ذبح «بسم الله» گفته نمى شد ـ تناول مى كرد; چرا كه هنوز شريعت الهى نازل نشده بود و حتّى بعد از بعثت نبوى نيز مدّت ها گذشت تا اين كه ممنوعيت خوردن از گوشت حيوانات ذبحِ شرعى نشده، تشريع شد.5
به نظر ما سخنان مذكور، شاعرانه و خطابى است و اشكال موجود در حديث بخارى را برطرف نمى كند; چرا كه در اين حديث به صراحت آمده است كه پيامبر صلى الله عليه وآله گوشت حيوان ذبح شده براى بت ها را به زيد تعارف كرد و زيد در پاسخ پيامبر صلى الله عليه وآله گفت: من از گوشت حيواناتى كه براى بت ها، ذبح مى كنيد، نمى خورم.
درست به همين علت است كه بخارى، حديث مذكور را در كتاب ذبائح، باب «آن چه بر سنگ هاى پيرامون كعبه و بت ها ذبح مى شود»، گنجانده است.
هم چنين، روايت احمد، بزار و ابويعلى كه توسط ابن حجر عسقلانى نقل شده است، به صراحت بيان مى دارد كه گوشت مذكور، از گوشت حيوانى بود كه به پاى بت ها قربانى شده بود.
بنابراين اعتقاد به تناول پيامبر صلى الله عليه وآله از حيوانات ذبحِ شرعى نشده نيز باطل است; زيرا ـ همان گونه كه گذشت ـ زركشى، تحريم گوشت حيوانات ذبح شده براى غير خدا را بر گرفته از شريعت حضرت ابراهيم عليه السلام مى داند; حال چگونه مى توان چنين چيزى را به رسول خدا صلى الله عليه وآله نسبت داد؟!
روشن شد كه سخنان خطّابى نيز آب در هاون كوبيدن است و هيچ كمكى به حل ايراد اساسى اين حديث، نمى كند.
كدام انسان درست انديشى باور مى كند كه پيامبر مژده دهنده و بيم دهنده از گوشت حيوانى كه براى غير خدا ذبح شده، تناول كرده باشد؟ خداوند به فضل خود ما را از پيروى شيطان شرور، مصون دارد.


1 . الشفا بتعريف حقوق المصطفى: 1 / 161 و 162.
2 . فتح البارى: 7 / 113.
3 . سوره نحل: آيه 123.
4 . التنقيح لألفاظ الجامع الصحيح: 2 / 797.
5 . فتح البارى: 7 / 112 / 113.

صحیح بخاری و مسلم در ترازوی نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))

پرینت گرفته شده از: http://www.al-milani.com/farsi/library/lib-pg.php?booid=42&mid=210&pgid=2396