آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)
جستجو
صفحه اصلی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتب و تألیفات آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتاب‌های فارسی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله) نگاهی به تفسیر آیه مباهله

اندازه فونت فهرست پرینت صفحه
دیگر عناوین فصل:
بخش دوم: تلاش های بیهوده و دروغ های عجیب و غریب
ابن حجر عسقلانى و توجيه تحريف بخارى
واقعيت آن است كه ابن حجر عسقلانى در شرح خود بر صحيح بخارى به شكلى بسيار مختصر و ناقص به نزول آيه و خروج پيامبر صلى الله عليه وآله به همراه اهل بيت عليهم السلام اشاره كرده است!!
بخارى، ضمن حذف حديث مباهله و تلاش در جهت سانسور فضل و برترى اهل كساء عليهم السلام، فضيلتى را براى ابوعبيده ثبت كرده است.
او مى گويد: «آن دو به پيامبر صلى الله عليه وآله گفتند: فردى امين برايمان بفرست».
پيامبر نيز ابوعبيدة بن جرّاح را اعزام كرد... .
در حالى كه در بسيارى از كتاب ها آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله على مرتضى عليه السلام را به نزد آنان فرستاد. حافظ اهل سنّت ابن حجر عسقلانى، با درك اين موضوع، در صدد رفع تعارض برآمده و از همين رو گفته است: بنا به گفته ابن اسحاق، پيامبر صلى الله عليه وآله على عليه السلام را نزد اهالى نجران فرستاد تا جزيه و صدقات (زكات) آن ها را جمع آورى كند.
اين قضيه با داستان ابوعبيده متفاوت است; چرا كه ابوعبيده همراه مسيحيان به نجران رفت و با گرفتن اموال مورد اشاره در صلح نامه بازگشت.
حال آن كه على عليه السلام بعد از آن، بنا به خواست پيامبر صلى الله عليه وآله به آن جا رفت تا جزيه غير مسلمان ها و صدقات (زكات) مسلمان شده ها را بگيرد. البته خدا بهتر مى داند.1

رد توجيه
بايد بگوييم: ما در روايتى كه در اين باره آمده تنها پذيرش جزيه به معناى قبول پرداخت اموال مورد اشاره در صلح نامه پيامبر صلى الله عليه وآله را مشاهده كرديم.
از ميان اموال مورد اشاره در صلح نامه دو هزار دست كامل لباس ـ هزار دست در هر ماه رجب و هزار دست در هر ماه صفر ـ بود.
البته اين پرداخت جزيه در زمان ابوبكر و عمر جارى بود و آن دو اين اموال را از آن ها مى گرفتند، اما عثمان از مقدار آن كاست و نوشته اى به اين شكل تنظيم كرد:
إنّي قد وضعت عنهم من جزيتهم مائتي حُلّة لوجه اللّه;
من به خاطر رضاى خدا، دويست دست كامل لباس از جزيه آنان كسر مى كنم!2
در ادامه بايد گفت: دو فرد مذكور در روزهاى آخر ماه شوّال يا ذى قعده به نجران بازگشته اند.3 مى بينيم كه از ماه رجب و يا صفر سخنى به ميان نيامده است و موعد آن نرسيده بود كه از اموال صلح نامه چيزى پرداخت شود تا كسى مأمور گرفتن آن باشد!
بنابر آن چه گفتيم توجيه ابن حجر عسقلانى براى رفع تعارض، نادرست است.
شايد به همين دليل است كه مسلم به اين توجيهات نپرداخته است. او از ابواسحاق، از صلة بن زفر آورده كه حذيفه مى گويد:
اهالى نجران نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله آمدند و گفتند: اى رسول خدا! فردى را نزد ما بفرست.
پيامبر در جواب گفتند: حتماً فردى امين را خواهم فرستاد.4
بايد گفت: تمجيد از امين بودن ابوعبيده تا حدّى است كه راويان حديث، روايتى با عبارت «ابوعبيده، امين اين امت است» نقل كرده اند.
ما در كتاب بزرگ خود به تفصيل درباره سند و دلالت اين روايات سخن گفته ايم.5


1 . فتح البارى في شرح صحيح البخارى: 8 / 74.
2 . فتوح البلدان: 771.
3 . عيون الاثر: 2 / 244 و منابع ديگر.
4 . صحيح مسلم: 7 / 139.
5 . نفحات الأزهار فى خلاصة عقبات الأنوار: 11 / 315 ـ 338.