آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)
جستجو
صفحه اصلی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتب و تألیفات آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتاب‌های فارسی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله) غدیر آخرین جایگاه اعلام عمومی

اندازه فونت فهرست پرینت صفحه
دیگر عناوین فصل:
غدير آخرين جايگاه اعلام عمومى
موضع گيرى هاى ضد و نقيض

موضع صحابه و تابعين آن ها در جريان غدير و پس از آن و به هنگام روبه رو شدن با حديث غدير تناقضى آشكار دارد; به گونه اى كه در ابتدا ابوبكر و عمر تبريك گفتند و حسان شعر سرود. پس از وفات رسول خدا صلى اللّه عليه وآله گروهى بر آن شهادت دادند و جمع ديگرى بر آن احتجاج كردند.
در مقابل نيز فهرى به نبوت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله شك و ترديد وارد نمود.
ابوطفيل چنان وانمود كرد كه گويا ماجرايى در كار نبوده و هيچ نمى داند، آن جا كه مى گويد: از نزد او (اميرالمؤمنين عليه السلام) در حالى كه سخنانش برايم ناخوشايند بود، خارج شدم. با زيد بن ارقم برخورد كردم و به او گفتم: از على شنيدم كه چنين و چنان ادعا مى كند!
زيد گفت: مگر تو نمى دانى؟ من خودم از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه در مورد او چنين مى فرمود.1
گروهى نيز همه را كتمان كردند و امام عليه السلام آنان را نفرين كرد كه از جمله آن ها عبدالرحمان بن مدلج، جرير بن عبداللّه بجلى، يزيد بن وديعه، زيد بن ارقم، انس بن مالك و براء بن عازب هستند.
احمد بن حنبل از عبدالرحمان بن ابى ليلى نقل مى كند كه او در محل رحبه حضور داشت. امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
انشد اللّه رجلاً سمع رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله وشهد يوم غدير خم إلاّ قام;
هر كس را كه در روز غدير شاهد سخن پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله بوده سوگند مى دهم كه برخيزد.
دوازده نفر برخاستند و گفتند: هنگامى كه پيامبر دست او (اميرالمؤمنين عليه السلام) را گرفته بود ما وى را ديديم و شنيديم كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود:
اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه، وانصر من نصره واخذل من خذله;
خدايا! بر هر كه او را ولى خود مى داند، ولى باش و هر كس را كه با او دشمنى مى كند دشمن بدار و ياورش را يار باش و آن كس كه او را خوار كند ذليل نما.
اما سه نفر از جا برنخاستند. پس حضرت (اميرالمؤمنين عليه السلام) آن ها را نفرين كرد و هر سه به آن نفرين مبتلا شدند.2
و در روايتى كه ابن اثير نقل نموده اين گونه آمده است: عدّه اى اين مطلب را كتمان كردند. پس هيچ يك از دنيا نرفتند مگر آن كه كور شده يا به بلايى سخت مبتلا گشتند.3
و در روايت متقى هندى نيز چنين آمده است: گروهى اين مطلب را كتمان كردند و همگى پيش از مردن كور شده و پيسى گرفتند.4
راوى ديگرى مى گويد: نزد زيد بن ارقم رفتم و به او گفتم: خويشاوندى دارم كه از تو حديثى درباره على عليه السلام در روز غدير براى من نقل كرده است. دوست دارم اين حديث را از خود تو بشنوم.
زيد گفت: شما اهل عراق هستيد و مسائلى بين شما هست (كه من نمى توانم مطلبى بگويم).
به او گفتم: از جانب من نگران نباش (و بگو).
او بعد از آن كه مطمئن شد، گفت: آرى، درست است . ما در منطقه جحفه بوديم كه... .5
ديگرى نقل مى كند كه به سعد بن ابىوقّاص گفتم: مى خواهم مطلبى بپرسم، اما از تو بيم دارم.
سعد گفت: من كه عموى تو هستم! پس هر چه مى خواهى بپرس.
راوى گويد: به او گفتم: تو موقعيت رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را در روز غدير و در ميان خودتان گفتى كه... .6
شخص ديگرى گويد كه به زهرى گفتم: از اين ماجرا ـ غدير ـ در شام سخن مگو كه دو گوش تو، از دشنام به على پر خواهد شد.
او در پاسخ گفت: سوگند به خدا! من فضايل و مناقبى از على مى دانم كه اگر بازگو مى كردم مرا مى كشتند.7


1 . مسند احمد: 4 / 370، الخصائص: 100، البداية والنهايه: 7 / 346، الرياض النضره: 2 / 223.
2 . مسند احمد: 1 / 119.
3 . اسد الغابه: 4 / 321.
4 . كنز العمّال: 15 / 115.
5 . مسند احمد: 4 / 368.
6 . كفاية الطالب: 62.
7 . أسد الغابه: 1 / 8 .

Flag Counter
visitors by country counter
flag counter
دهکده وب - قرية الويب - w3village.com