آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)
جستجو

اندازه فونت فهرست پرینت صفحه
دیگر عناوین فصل:
فصل اوّل: سه دلیل از دلائل امامت امیر المؤمنین علیه السّلام
بررسى اسناد «حديث ولايت» به نقل از عمران بن حصين
از جمله كسانيكه «حديث ولايت» را از عمران بن حصين نقل كرده و تصريح به صحّت آن نموده: ابن ابى شيبه، استاد بخارى است، كه اين حديث شريف را در كتاب «المصنَّف» آورده، و متّقى هندى نيز در كتاب «كنز العمّال»(1) از ابن ابى شيبه نقل كرده و تصريح به صحّت آن نموده است، و نيز از جمله ناقلين لفظ عمران: محمّد بن جرير طبرى است كه از اعلام عامّه و مورد اعتماد آنان در تاريخ و تفسير مى باشد.
و از جمله كسانيكه تصريح بر صحّت طريق نقل از عمران بن حصين نموده است: عبدالرّحمن سيوطى است(2).
و ناگفته نماند كه «حديث ولايت» به نقل از عمران، مفصّل تر از ساير نقلها مى باشد، و ما در اينجا عين روايت عمران بن حصين را به نقل متّقى هندى در كنز العمّال(3) ذكر مى كنيم:
ابن ابى شيبه مؤلّف كتاب «المصنَّف» و نيز ابو جعفر طبرى صاحب كتاب «تفسير» و «تاريخ» از عمران بن حصين نقل مى كنند كه او مى گويد:
رسول خدا صلّى الله عليه (وآله) وسلّم سَريّه اى(4) را به ناحيه اى فرستاده و على را امير آنان قرار دادند، آن سپاه، پيروزمندانه در حاليكه غنائمى بدست آورده بودند مراجعت نمودند، و بعد از پيروزى، از اميرالمؤمنين عملى صادر شده بود كه خوشايند عدّه اى از آنان نبود (و در بعضى از نقلها چنين است كه: اميرالمؤمنين از ميان غنائم، كنيزى را به خودشان اختصاص دادند)، و چهار نفر از لشكريان تصميم گرفتند به مجرّد ورود به مدينه وملاقات با رسول خدا صلّى الله عليه (وآله) وسلّم قضيّه را به سمع مبارك آن حضرت برسانند ـ و رسم سپاهيان اعزامى اينگونه بود كه در مراجعت، هنگام ورود به مدينه، ابتداءً به محضر رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم شرفياب مى شدند و به آن حضرت سلام داده و به رخساره مباركش نظر مى نمودند و آنانكه اهليّت داشتند از جلوه ملكوتى اش قوّتى تازه مى گرفتند سپس به جايگاهشان برمى گشتند ـ.
زمانيكه سپاهيان به مدينه رسيدند و براى عرض سلام شرفياب محضر رسول خدا صلّى الله عليه (وآله) وسلّم شدند، يكى از آن چهار تن برخاسته و چنين معروض داشت: يا رسول الله، آيا نظر نمى فرمائيد به اينكه على از غنائم جاريه اى را برداشته؟ رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) از او روى برگرداندند، پس از آن دوّمين نفر از آن چهار تن، و سپس سوّمى برخاسته و همين مقاله را اظهار نمودند، و حضرتشان در هر بارى، روى مباركشان را از اعتراض كننده برمى گرداندند، تا اينكه نوبت به شخص چهارم رسيد، بعد از اظهار مقاله اش، رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) در حاليكه آثار غضب از چهره نازنينش هويدا بود فرمودند: از على چه مى خواهيد؟ از على چه مى خواهيد؟ على از من است، و من از على هستم، على سرپرست و كارگزار هر مؤمنى است بعد از من.
اين بود تمامى آنچه كه در كتاب «المصنَّف» و نيز به نقل طبرى از عمران بن حصين روايت شده است، و ما كلام اين دو (يعنى المصنَّف و طبرى) را از كتاب «كنز العمّال» نقل نموديم.
و البتّه روايت عمران، با همين الفاظ در مسند احمد بن حنبل(5) نيز موجود است، الاّ اينكه در نقل مسند، آخر روايت بدينگونه است كه:
رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) به چهارمى رو كرده و در حاليكه رنگ رخساره مباركش تغيير يافته بود چنين فرمودند: دست از على برداريد، رها كنيد على را، بدرستيكه على از من است و من از اويم، و او سرپرست و كارگزار امور هر مؤمنى است بعد از من.
و ترمذى در «صحيح»(6) ذيل روايت را بدينگونه نقل مى كند كه: رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) در حاليكه آثار غضب از رخساره مباركش هويدا بود به شخص چهارم فرمودند: از على چه مى خواهيد؟ از على چه مى خواهيد؟ از على چه مى خواهيد؟ بدرستيكه على از من است، ومن از اويم، و او سرپرست و كارگزار امور هر مؤمنى است بعد از من.
و نيز براى «حديث ولايت» به نقل عمران بن حصين مراجعه شود به كتاب «صحيح ابن حبّان»(7)، «خصائص نسائى»(8) و «المستدرك» حاكم نيشابورى(9)، و حاكم نيشابورى پس از نقل حديث مى گويد: اين حديث، واجد شرائط صحتى است كه مسلم معتبر دانسته، ولى نه بخارى و نه مسلم هيچيك آن را نقل نكرده اند.
ومصادر ديگرى نيز «حديث ولايت» را به نقل عمران، ذكر كرده اند.


(1) كنز العمّال: ج11/608.
(2) القول الجلىّ فى مناقب علىّ (عليه السّلام): 60.
(3) كنز العمّال: ج13/142، حديث 36444.
(4) سَريّه، قطعه اى از لشكر است كه تعداد آنان از پنج نفر تا سيصد يا چهارصد نفر باشد.
(5) مسند احمد: ج5/606، حديث 19426.
(6) سنن ترمذى: ج5/632، حديث 3712 ـ دار احياء التّراث العربى ـ بيروت.
(7) صحيح ابن حبّان: 15/373، شماره 6929، مؤسّسة الرّسالة ـ بيروت ـ 1418هـ.ق.
(8) خصائص على (عليه السّلام): 75، فضائل الصّحابة تأليف نسائى: 14، حديث 43 ـ دار الكتب العلميّة ـ بيروت.
(9) مستدرك حاكم نيشابورى: 3/110 ـ 111.

Flag Counter
visitors by country counter
flag counter
دهکده وب - قرية الويب - w3village.com